باد بوی شهریور و هندوانه می دهد

سبدم مملو از زجر زیستن است

و درد وجود داشتن...

سبد را زمین می گذارم

شنیدم دهکده ای است

که زمان را خاک می کند

که سرگردانی ماه را

هر شب می پیچد

لای درختان نارنج

می خواهم راهی آن جا شوم ...

+ مینا |