|
هر روز
برای آینه ام گریه می کنم
کودکی را می بینم که پیر شده است . . .
+
مینا
شعرهایم ته کشیده اند
دیگر نمی خواهم هر شب واژه های بی گناهم را پشت خط های کاغذ زندانی کنم و صبح ها سنگ فرش هایی که پر از آواز قدم های تو اند را طی کنم و تمبر دل تنگی را بر روی پاکت بچسبانم و کنار آن بنویسم: شعری برای تو.
راستی، شنیده ام صندوق پستت را بر داشته ای ...!؟
+
مینا
|
|